فیسبوک رو باز میکنی٬ گوگل پلاس رو٬ توییتر رو٬ اینستاگرام رو٬ وایبر رو٬ هرجور اپلیکیشنی رو٬ اون وسطا هی بدوبیراه میبینی. یکی از یکی عصبانیه٬ یکی حس مبارز و قهرمان ملی بهش دست داده٬ یکی با حکومت لجه٬ یکی با راننده تاکسی دعواش شده٬ یکی هم کلا با یه گروه یا فرد خاصی حال نمیکنه. مهم نیست فرد مخاطب بدوبیراه مرده یا زن. واژهها مستقیما مادرش٬ خواهرش٬ زنش٬ یا روابطش با زنهای دیگه رو هدف قرار میده.
نشستهای به خوندن. اون لابلا مدام بدوبیراهه و تو ممکنه مخاطب هرکدوم از اون فحشها باشی یا نه. هی دلت میگیره. میگی نگو جانم٬ میگه من منظورم این نیست! مهم نیست منظورت چیه! مهم انتخاب نادرست واژههای ناخوشایندیه که بیدلیل به سمت فرد دیگهای هدف گرفته شده. مهم منم که دخترانگیم٬ زنانگیم٬ و رفتارهام٬ دلیل اشتباه دیگران محسوب میشه.
کسی اگه کار نادرستی کنه٬ کمی فکر کن آخه٬ چه ربطی به رفتار مادر یا زنش داره؟
تکرار انجام یک کار نادرست٬ الزاما از قبح و ناخوشایندی اون کم نمیکنه
نمیدونن خیلی از پسرهای جامعه ما٬ که چقدر تلخه مدام تقصیر تو بوده باشه همه چیز. تقصیر جنسیتت بوده باشه. تقصیر چیزی که باید ازش لذت ببری بسکه جذاب و کشف کردنی و شیرینه٬ اما بهجاش همواره شرمزده بودهای تو زندگی. نمیدونن مردهای جامعه که سرکوب حس یه دختر بچهی کوچیک با پوشوندنش با لباس بلند و روسری٬ تذکر بلند نخند٬ با مردها حرف نزن٬ موهات معلومه٬ و هزار «نکن» «نباش» دیگه٬ چه بلایی سرش میاره بهمرور زمان. نمیدونن که جامعه مریض تکرار شوندهای داریم که توش دخترها باید یادبگیرن که نه تنها توهین شنیدن معمولی و درست و مناسبه٬ که باید خودشون هم دست به کار شن و تاجایی که میشه خود رو تخریب کنن.
تذکر میدم همیشه. گاهی با روی خوش مواجه میشم و گاهی بدوبیراه میشنوم در جواب. انواع بدوبیراههای بیربط و ناخوشایند. ولی خب چاره که نیست. اونقدر میگم که فکر کنن شاید. قبول کنن شاید. تموم کنن استفاده از این کلمههای فرهنگ تلخ مردسالارانهای که سالها و قرنهاست گریبانمون رو گرفته و انگار خیلیها قصد ندارن ازش خلاص هم بشن. تذکر میدم و همواره فکر میکنم کاش آدمهای تذکر دهنده بیشتر میشدن.
No comments:
Post a Comment