شهرساز مست

Tuesday, July 14, 2015

تلفن زد

به سرم بمباران آمده
دچار جنگ داخلی ام٬ بی طرح صلح
دارد میرود.
دارد به خاک تبدیل میشود. به دود. به غبار. به خیال مبهم هیچ
دچار اشکریزی داخلی ام
خنده های بلند خارجی
شادم مگر نمیبینی؟
آه
دارد میرود.
Posted by Unknown at 5:06 AM
Email ThisBlogThis!Share to XShare to FacebookShare to Pinterest

No comments:

Post a Comment

Newer Post Older Post Home
Subscribe to: Post Comments (Atom)

About Me

Unknown
View my complete profile

Blog Archive

  • ►  2016 (1)
    • ►  January (1)
  • ▼  2015 (16)
    • ►  December (1)
    • ►  September (1)
    • ►  August (2)
    • ▼  July (12)
      • کمی از نامه به دلبر از راه دور
      • دارم برمی‌گردم. جای اخم بهم لبخند بزن.
      • نگاه کردن
      • تعلیق مستانه
      • از بدوبیراه‌هایی که می‌شنویم و تذکرهایی که نمی‌دهیم
      • آن روز٬ توی میهمانی٬ حالِ او
      • خوابیدن با چشم‌های باز
      • تلفن زد
      • داری فکر میکنی؟ آره؟ میخونی٬ میبینی٬ فکر هم میکنی...
      • بعد مدت ها استتوس فیسبوک رو عوض کردم. یه حال عجیب...
      • پازل
      • Well, a new attempt, this is my fourth weblog.
Awesome Inc. theme. Powered by Blogger.